نمیدونم اینا چی هستن؟

فقر-هوس-رقص-دست-عشق-تو-او-نگرانی-تنهایی- نامزد- مادر- باردار- بچه-اتاق- کثیف-دف- تمرین-چاق- گروه- کنکور-بی حوصلگی- شرکت- بعدازظهر پاییز- ماشین- اتوبوس- وطن سالار عقیلی- وطن- یکنواخت- قهر- سکوت- وبلاگ خالی-

/ 5 نظر / 7 بازدید
مهناز

اینها تو هستی بخشیش ذات تو بخشی زندگی تو بخشی اطرف تو و حتی من .من خودم رو لا به لای کلمات پیدا کردم.به فکر افتادم که من چیه ام؟یا به قول فامیل دور من چه جوری ام؟

وحید

اینا نشون می‌ده چقدر افکار پریشون تو ذهنت داری. همه ما درگیر این پریشونیها هستیم ولی بعضی وقتها غلظتش بیشتر می‌شه. در مورد هر کدوم این کلمات کلی می‌شه حرف زد، غم پنهانی پشت اکثر کلماتت نهفته. خود این کلمه "یکنواخت" مدتی هست که ذهن ما رو هم مشغول کرده! مواظب خودت باش.[گل]

وحید

البته همین پریشونیها و دل‌مشغولیها و درگیریهای ذهن مشخصه انسان بودنمونه. اگه اینا نباشه به یک عنصر خنثی تبدیل می‌شیم. ولی باید مقدارش کنترل شده باشه! دوست دارد یار این آشفتگی کوشش بیهوده به از خفتگی اندرین ره میتراش و می‌خراش تادم آخر همی فارغ مباش

فریبا

دست منم که بستمش[ناراحت]

محمود

سلام مهـــــــــربان بامدادت سرشار از عطر رازقی واژه های پراکنده حرف های پر مغز ما هستن همچون سکوت پاییز شبگردی تنهایی عشق دلتنگی های آدمی را باد ترانه ای می خواند... چقدر حرف برای گفتن هست تکه شعری تقدیم به همیشه خوب کار رفتن تا قله ها،بلندی ها کار سقوط از اوج تو به زیر پا کار خوب قطره قطره باران شدن گم شدن در آبی ترین جای دریا لحظه هایت همیشه شاد... [گل]