من و 25 سالگی و رانندگی

بازم یه تجربه جدید.اینار خیلی باید دقیق باشم.حواس جمع. خود کنترل...

قصه از این قرار که یه شب سرد زمستونی برای اینکه مثل همیشه برسم خونه.به آشنایی گفتم اگه میشه یه آژانس برای من بگیرین. آژانس امد سوار شدم 3 4 روز گمونم مونده بود به عید.خیابونا خیلی شلوغ بود. تا سوار شدمطبق معمول غر زدن شروع شدکه:چقدر این خیابونا شلوغ ملت چی میخوان از اینهمه بیرون بودن دیگه یکی نبود به خودم بگه خودت این وسط چی کار میکنی ... القصه راننده برگشت گفت جای ما باشین چی کار میکننین هنرجو وقتی میشینه پشت رل وقتی آدم میبینه یهو میزنه رو ترمز..... یهویی از این چراغا هست رو سر شخصیتهای کارتونی روشن میشه آنتن ها شروع کرد به آلارم دادن....

که ازش اطلاعات بگیرم واسه کلاسای تعلیم رانندگی زود تند سریع سوالما پرسیدم و شماره تلفن گرفتیم بلافاصله زنگ زدم به مهناز که بدو بریم ثبت نام رفتیم...

بماند که چه جایی از اینه همه آدم اونجا دو نفر میتونن فارسی حرف بزنن.بماند که مثل این آدمهای درمونده هر روز میرفتیم و اساسا خویشتن را به ناسزا بسته بودیم که اینجا کجاس ماامدیم .انگار توی شهر به این بزرگی جایی واسه اقدام برای اینکار موجود نبود.بگذریم......

از دیروز براتوون بگم بعد از مقدمات اولیه نشستم پشت فرمون. فکر کن یه لحظه، منی که تا حالا ننشسته بودم ؛ نشستم و شروع کردم به رانندگی.

خیلی عالی بود خیلی هیجان انگیز.نیشم تا بنا گوشم باز بود.فقط یهویی از بس حرف میزدم مثل این انسانهای بدوی میپرسیدم چیزی گفتین.بعد هی چپ چپ نگام میکرد با کدوم پا ترمز گرفتی میگفتم نه بخدا درست میگیرم ایندفه......

خلاصه مثل طفلی کوچک به حد مرگ خیر کیف بودم.بخصوص وقتی بوق میزدم بقیه رو از حضور مبارک با خبر میکردم.تازه یاد گرفتم که نوع بوق زدن با هم فرق میکنه.یک بوق کوچک یعنی هشدار و بوق ممتد یعنی فحش.

خیلی روز خوبی بود برام الان که دارم فکر میکنم این اتفاقات پشت سر هم که میفته همه اشم جدید همش تو بهار بوده

فصل من

دیروز فهمیدم که تا میشه باید کار کرد و زحمت کشید تا یه چیزی بدست بیاد با نشستن و گفتن هیچوقت دهن شیرین نمیشه.

دارم به این موضوع فکر میکنم که میشه همیشه همه چیز عالی باشه و تو فقط لذت ببری

این لذت بردن میتونه داشتن بیش اندازه پول باشه یا از اون بالا تر یک لحظه بوسیدن وبغل کردن بچه ات با حتی حتی    دور زدن دور یک میدون کوچک

پس

خوش باش و لذت ببر این یک دستوره 

/ 6 نظر / 17 بازدید
محب ولایت

بسم الله الرحمن الرحیم[گل] اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم[گل] سلام علیکم[گل] _ 0000000___00000 _00000000?0000000 _0000000000000000 __00000000000000 ____00000000000 _______00000 _________0 ________*__000000___00000 _______*__00000000?0000000 ______*___0000000000000000 ______*____00000000000000 _______*_____00000000000 ________*_______00000 _________?________0 _000000___00000___* 00000000?0000000___* 0000000000000000____* _00000000000000_____* ___00000000000_____* ______00000_______* ________0________* ________*__000000___00000 _______*__00000000?0000000 ______*___0000000000000000 ______*____00000000000000 ______*______00000000000 _______*________00000 ________*_________0 _________*________* _________*_______* __________*______* ___________*____* ____________*___* _____________*__* ______________* امام سجاد علیه السلام فرمودند: خشنودى از پيشامدهاى ناخوشايند، بلندترين درجه يقين است.[گل]

خواهری

بزرگترین ارزوی من واسه تو بابک همینه که همیشه شاد باشین و لذت ببرین و زندگی سالم و خوشی داشته باشین.خوبه که این تجربه تازه ات واست جذاب شده امیدوارم یه شوماخر مستوره داشته باشیم :d [ماچ]

محمود

سلام مهـــــــربان شبت بخیر و سرشار از آرامش برایت همیشه آرزوی سلامتی و موفقیت دارم با تو آفتاب در واپسین لحظات روز یگانه به ابدیت لبخند می زند... [گل]

بهار

دوست عزیزم از وبلاگت لذت بردم. خوشحال میشم بهم سر بزنی. موفق باشی و سرشار از تجربه و لذت[گل]

سهیلا

[هورا]

وحید

تا چند روز دیگه می‌شه "تو و 26 سالگی و رانندگی"!!![چشمک] پیشاپیش تولدت مبارک[گل]