راز دل

ای بی وفا راز دل بشنو از خموشی من

این سکوت مرا  ناشندیده مگیر

ای آشنا چشم دل بگشا

حال من بنگر  سوز و ساز دلم را ندیده مگیر

امشب که تو در کنار منی غمگسار منی

سایه از سر من تا سپیده مگیر

ای اشک من خیز و پرده مشو

وقت دیدن او راه دیده مگیر

دل دیوانه ی من بغیر از محبت گناهی ندارد                 خدا داند

شده چو مرغ توفان که جز بی پناهی  پناهی ندارد        خدا داند

منم آن ابر وحشی که در هر بیابان به تلخی سرشکی بیافشاند

به جز این اشک سوزان دل ناامیدم گواهی ندارد              خدا داند

دلم گیرد هر زمان بهانه تو

سرم دارد شور جاودانه تو

روی دل بود بسوی آستانه تو

چو آید شب در میان تیرگی ها

گشاید غم روح من به شور وغوغا

رو کند چو مرغ وحشی سوی خانه تو

ای بی وفا راز دل بشنو از خموشی من

این سکوت مرا ناشنیده مگیر

امشب که تو در کنار منی غمگسار منی

سایه از سر من تا سپیده مگیر

 این تصنیف همراه دلتنگیهای من هست وقتی هم که  خونه خواهری بهش گوش میکنم بیشتر دوستش دارم.

اثری جاودانه از استاد همایون خرم با صدای آسمانی علیرضا قربانی که توصیه میکنم برای یکبار هم که شده خوب بهش گوش کنید.

/ 7 نظر / 10 بازدید
وحید

آره واقعا تصنیف زیباییه. راستی علاوه بر گوش کردن زمزمه کردنشم دوست داری. مگه نه؟! یادش بخیر مسیر پارک نهج البلاغه تا خونه...

مستوره

آره وحید جون خیلی دوستش دارم

خواهری

در زیبا بودن این تصنیف که شکی نیست اما من دوست دارم اینجا رو که باز میکنم مطالب خودت رو بیشتر بخونم.بنویس.

محمود

سلام مهـــــــربان بامدادت سرشار از عطر رازقی تصنیف زیبایی است... امید که همیشه شاد باشی و لحظه های زندگی برایت همیشه زیبا باشد تکه شعری برایت می نویسم: من به خوشبختی ماهی ها می اندیشم که در آن وسعت آبی با هم .....باز هم همراهند! من به یک خانه می اندیشم...یک خانه ی دور که در آن فانوسی می سوزد! برقرار باشی انسان خوب خدا...

مستوره

چشم خواهری اما مطلب پایینیش مال خودم بخدا اما هیشکی دوسش نداشته [ناراحت]

خواهری

عزیزم مهم نیست کسی دوست داشته باشه مطلبی که تو مینویسی یا دوست نداشته باشه و اصلا هم تعداد کامنتها نشاندهنده وبلاگ خوب یا بد نیست مهم اینه که تو فقط هیاهوی کلماتت رو اینجا به آرامش برسونی.در ضمن من خیلی پایینی رو دوست داشتم.

با صداي هايده وشجريان گوشش بده وحشيانه اين آهنگ رو ميپرستم مرسي